میرسد فصل شکوفه ها
میبارد گاهی باران از ابرها
میزند بر دشت و صحراها
میبارد باران بر شاخسارها
میزند بر بام خانه ها
میبارد نم نمک روی خاک ها
میزند برای زدودن دلمردگی ها
میبارد باران بر بلندای کوه ها
میزند ساعقه برای روشنایی ها
میبارد باران گاهی غرش آسمان ها
میزند اندک گاهی فراوان همچو آبشارها
میبارد باران برای آبادانی ها
میزند بر دشت و کوه و بیابان ها
برچسب:
نویسنده: سجاد موسویپور
میگذرد از سر من دیوانگی ها برای خوب بودنم از ویرانی ها زندگی برای لذت بخش ترین ها برای خلق تمام مهربانی ها میگذرد تکرار فصل ها حتی شدت تمام بد بودن ها وقت خوش خیالی ها بایستی رفت مثل تیری در زه کمان ها زخم برداشتن از تمام حرف ها نمیدانم طاقت قلب ها از هجمه ی تمام بد عهدی ها نمیدانم تهی شده ایم از آدمها
برچسب:
نویسنده: سجاد موسویپور
به جنگل نمیروم برای تاریکی مسیرش،
که هر شاخهاش یادآور چنگهای گذشته است.
به آینه نمیروم برای حقیقت نگاهش،
که هر انعکاسی زخمی کهن را تازه میکند.
به کتاب نمیروم برای اتمام هر داستانش،
به عشق نمیروم برای ترس از فراموشیاش.
به خواب نمیروم برای کابوس بیداریاش،
به خورشید نگاه نمیکنم برای تندی نورش
برچسب:
نویسنده: سجاد موسویپور
آی دنیا
در پیِ مهربانی و صمیمیتِ نابها
طلبکارِ رفیقیم و اعتماد و مهرها
شاهدِ نمِ باران و رقصِ برگِ زردها
حسرتِ دیدارها و گفتوگوهایِ بیریا
اسیرِ دنیایِ مجازی و تکرنگِ شب و روزها
چه خوش باشیم با یادِ آن سالیانِ راستین
با خانههایِ گِلی و سفرههایِ پرزحمتشان
و آن آژیرِ خطر، به رنگِ سرخ و سپید
که در خاطره، اکنون شده است یک نوایِ غریب
چه دلخوشیم اما به مرورِ خاطراتِ آن سالها
برچسب:
نویسنده: سجاد موسویپور
در جاده ی آرزوها نرسیدیم به آمال ها
در هیاهوی زندگی نرسیدیم به آرزوها
در شلوغی کوچه و خیابان نرسیدیم به کارها
در وانفسای دویدن ها نرسیدیم به هدف ها
در چنین روزگاری نرسیدیم به مهربانی ها
در هوای گرم تابستان نرسیدیم به نسیم خزان ها
در چنین قرنی که نازیباست نرسیدیم به آرمان ها
در خزان زیبا نرسیدیم به فصل خوبی ها
در این وادی سرد نرسیدیم به تمام آرزوها
برچسب:
نویسنده: سجاد موسویپور
در پریشانی ها زندگی همچون بادست
در ورطه ی فراموشی ها جان در تنگاست
در مهربانی ها، زندگی پر از خوبی هاست
در تلاطم زندگی آدمی گاهی در هزیانست
در پشت ابرها، آسمانی صاف و زیباست
در پس اخم ها گاهی لیخندهاست
در پس ویرانی ها گاهی خرابی هاست
در یادها، گاهی خرمن ها فراموشی هاست
در ذهن ها، گاهی پریشان و یاوه گویی هاست
در پس هر عقل سلیم گاهی دردهاست
در اعماق وجودی تفکر گاهی خردهاست
در ویرانههای ذهن گاهی...
برچسب:
نویسنده: سجاد موسویپور